تبليغاتX
تـوئیـــــــگی
















تـوئیـــــــگی

My Life Style

شنبه ( ساعت 7.30 صبح ) :

دیروز صبح 45 دقیقه رفتم روی تردمیل ، بعدشم پیاده رفتم خرید و کمی توی محل چرخیدم و بعد اومدم خونه با کمک مامانا ناصر (ماشینم) رو شستیم . فعالیتم خوب بود . البته برای غروب پا درد داشتم . بخصوص از مچ پا تا انگشتام خیلی درد میکرد . دیگه نتونستم برم روی تردمیل . کالری رو هم ساعت 8 شب با 2200 تا بستم و راضی بودم . اما یکساعت بعد بازم بی اختیاری کردم و تا ساعت 10 شب 150 گرم بادوم خام و 2 تا بستنی سنتی میهن خوردم و کالری رسید به 3 هزار تا !  الان میترسم برم روی ترازو . میذارم ساعت 9 میرم .


122.300  :)

آخیش . خدا به خیر گذروند ! امیدوارم شنبه آینده دیگه زیر 120 باشم و واقعاً دیگه به این دهه کوفتی برنگردم ! یه جدول هفتگی در ادامه مطلب گذاشتم برای تنظیم شدن . البته نمیتونم صبح و عصر حتما ورزش کنم . پاهام درد میگیرن . اما وقتی جدول میزارم منظم ترم .

شنبه ( ساعت 11.15 شب ) :

عجب مکافاتیه . از شروع دیماه کالریم بدون دله گی بخصوص لهو لهب آنچنانی و رستوران و مهمونی ، بالا میره . امروزم با آش رشته شام و شله زرد بعدش شد سه هزار تا ! البته خوب دارم ورزش میکنم . اما با این وزن فشار زیادی روی پاهامه . البته این سری که کالری شماری رو شروع کردم ، تصمیم گرفتم کالری رو خیلی پائین نیارم و روزی که ورزش کردم 2200 و روز بی ورزش رو با 1800 تا ببندمش . اما نشده و هر شب با اضطراب خوابیدم و شکر خدا همواره صبحش کاهش دیدم . البته این دلیل نمیشه که دیگه نگران نباشم . امشب هم نگرانم ... بخصوص که خیلی دلم میخواد شنبه آینده رو در دهه جدید باشم .

یکشنبه ششم دی                                    122.900      

سه هزار کالری دیروز کار خودش رو کرد . با اینکه دو ساعت رو تردمیل بودم و نزدیک 700 تاشو سوزوندم ! امروز فکر نمیکنم حس تردمیل داشته باشم . از ساعت 6 صبح با مامانا رفتیم پای دیگ حلیم مانی اینا . حلیم فوق العاده ای میپزن هر سال . پر گوشت و متفاوت . از این نظر متفاوته که برای 25 کیلو گندم ، 20 کیلو گوشت میریزن ( 12 کیلو گوسفند - 6 کیلو گوساله - 3 کیلو مرغ ) و آخرآی ماجرا کلی هم توش شیر میریزن . منم دو تا نذر کردم . برای هر کدومش صد هزار تومن اگر تا سال دیگه مرادم رو گرفتم بپردازدم . جای کلوچه خیلی خالیه . دلم براش یه ذره شده . هشت روزه رفته تایلند . امشب میاد :)

دوشنبه هفتم دی                                       123

من اومدم یه خداحافظی فوری بکنم و برم . کلوچه برای این سفر تایلندش از یه دکتر مرخصی استعلاجی سه هفته ای گرفته . به بهانه عمل جراحی غده چربی و مو در نشیمن گاه ! یه همچین چیزی . حالا هشت روزش رو استفاده کرده و حدود 12 روزش باقیه . یعنی تا جمعه آینده . از قبل گفته بود که بیا بقیه اش رو بریم مشهد ( به هوای پارک آبی و ... ) یا کیش ( هتل داریوش تور خیلی ارزون گذاشته ) اما در هر حال هر دوتاش با هواپیما و هتل و کلی هزینه بر بود و با این اوضاع بدون شغلی فعلی من مخالفت کردم .

اما دیشب برنامه ریزی کردیم برای یه سفر طولانی خطه ساحلی شمال که با ناصر ( ماشین من ) بریم و جاهائی که فامیل داریم . اول یکراست میریم گرگان اونجا چند تا فامیل باحال بابائی داریم احتمالا تا آخر هفته میمونیم بهشون گفتیم و کلی ذوق کردن . یه ویلا هم در منطقه زیبای زیارت دارن . گفتن 5 شنبه و جمعه میبرنمون اونجا . بعد برمیگردیم ساری یه سری به مادربزرگ و دائی دوستمون میزنیم . دوست نداریم شب بمونیم چون اونها به شدت مومن هم هستند . اما خیلی اصرار میکنن همیشه و شاید یه شب موندیم . بعد برمیگردیم بابل پسرخاله هام اونجا دانشجوان و کلی دوستای جالب و جوون دارن . هر چقدر خوش بگذره پیش اونا میمونیم . چون ترم آخر هستن و توی این 4 سال دهه ها بار دعوت کردن و ما نرفتیم . کلی استقبال کردن . حتی گفتن پارتی میگیرن و اینا . اما فکر نمیکنم قبول کنیم . چون ایام محرم هست اونم شهر تابلوئی مثل بابل یه مهمونی با کلی دختر پسر جوون ! ما از همه اشون یک دهه بزرگتریم ! مسئولیت داره . بهرحال شاید 2 روزی بمونیم و میدونم که خیلی خوش میگذره . سه شنبه میریم سمت نوشهر و جواهر ده . اگه حال کردیم شب رو میمونیم و برای بعدش اختلافه . من میگم بریم سمت رشت و دهکده ساحلی تا جمعه و بعد برگردیم تهران ، کلوچه میگه برگردیم از جاده چالوس بریم کندلوس و یوشج و تا جمعه بمونیم و برگردیم . فعلا راه می افتیم ببینیم چی میشه . همه اینجاها هم فامیل داریم و نیازی به هتل نیست . بجز جواهر ده که باید بریم هتل و کندلوس هم همینطور ...

من به شدت پای سفرم و از هیچ پیشنهادی نمیتونم صرفنظر کنم . با توجه به اینکه کلوچه هم همین درد رو مبتلاست و از اونجائیکه کارمند رسمی هست و مرخصیاشو همیشه استفاده میکنیم و مازاد  نداره ،  از این موقعیت پیش اومده و مرخصی 3 هفته ای استعلاجی بخصوص که منم فعلا بدون شغلم ، حیفه استفاده نکنیم ! تا شنبه آینده 19 دی در معیتتون نیستم . البته هر جا کامپیوتر پیدا بشه سعی میکنم یه سری به فیس بوک و ایمیل بزنم اما وبلاگ رژیمی رو نه ! دلم نمیخواد به رژیم اصلا فکر کنم توی این مدت . یا تلاش بخصوصی در جهت کاهش وزن انجام بدم .

اما با اینحال فکر میکنم با تغذیه معمولی و سلامت ، بتونم با 119 برگردم  ;)

همه دوستان خوبم رو میبوسم و امیدوارم تا برمیگردم کلی تغییرات داشته باشید :***

زهره جونم ایمیلم باز نمیشه بتونم خداحافظی ایمیلی بکنم ازت . بوست دارم :)


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پنجم دی 1388ساعت 7:37 توسط تـوئیـــــــگی| |

Design By : Night Melody